آدرس

تهران - قلهک

۰۹۹۱۶۸۸۸۷۹۲

ارتباط مستقیم با ما

شنبه تا پنج شنبه 08:00 تا 20:00

ساعات کاری ما

عضویت در خبرنامه

درخواست مشاوره

در این مقاله چه می‌خوانیم؟

کلیاتی در مورد حیات سلولی

سال­ها از کشف این اصل که، ارگانیسم­های زنده، دارای کیفیت­های بیورزونانسی (تشدیدگری)، ارتعاشی و امواجی که ناشی از ارتعاشات طبیعی و دائمی آنها هستند، می­گذرد. بر اساس این ارتعاشات، سلول­ها قادرند از یک سو سیگنال­های خاص خود را ساطع نمایند و از سوی دیگر می­توانند سیگنال­های بسیار ضعیف بیوالکترومغناطیس دیگر را در کسری از ثانیه دریافت وتشخیص دهند و حتی آن­ها را به نوعی بخوانند، چرا که اعتقاد بر این است این سیگنال­ها دارای کدهای اطلاعاتی هستند که جهت ادامه حیات سلول و موجود زنده، نقش کلیدی را بازی می­نمایند. غشاء سلولی در ایجاد توانایی رزونانس و ایجاد پتانسیل الکتریکی و دیگر خصوصیات ارتعاشی در ارگانیسم­های زنده، نقش بسیار مهمی را ایفا می­کنند، اما به طور کلی از طرف دیگر باید توجه داشت که در بدن انسان، برای جابجایی سیگنال­های مختلف، به غیر از کانال­های سیستماتیک مانند مسیر‌های عصبی و مریدیان­ها (خطوط انرژی)، از مسیر زنجیره­های پروتئینی بافت­ها نیز استفاده می­شود. ثابت شده است که این زنجیره­ها به مانند ابررسانا­های مولکولی عمل می­کنند و این موضوع برای بدن انسان از جهت هدایت پروسه­های حیاتی مانند متابولیسم (آنابولیسم-کاتابولیسم) و فعالیت­های بیوشیمیایی و تنظیم ارتباطات بین ارگان­ها بسیار حائز اهمیت می­باشد، چرا که فرماندهی درست و دقیق رفتار­های زیستی در یک سیستم زنده، ارتباط مستقیم با سرعت انتقال دستورات از درون تک تک سلول­ها دارد، و این دستورات به شکل امواج از جنس (بیو) الکترومغناطیس از مرکز همئوستاز (سیستم هوشمند خودگردان و هماهنگ کننده سیستم­های بدن، که خود انسان دراجرای آن اراده ای ندارد) صادر شده و تمام سلول­های بدن بواسطه ایجاد و یا عدم ایجاد رزونانس در ارتعاشات آنها، به مانند سربازانی تحت امر، هدایت می­شوند! اما یادمان نرود که در جهان هستی ما تحت تاثیر میلیاردها امواج مختلف الکترو متغناطیسی هستیم که امواج کهکشانی هم جزو آنان محسوب می‌شوند و قطعا باید بدانید که در حیات سلولی این امواج نقش مهمی بازی می­کنند. در هزار سال پیش ابوعلی سینا، خیام و ابوریحان بیرونی بارها و بارها در مورد تاثیرات این امواج کیهانی به صورت کاملا علمی مطالب زیادی را به ثبت رسانیده بوده اند. تسلا، لاخوسکی، انیشتین، بوهر، رایف و دیگر دانشمندان بزرگ به این موضوع اذعان داشتند. امواج درسلول­ها چگونه عبور می­کنند؟ نکته بسیار مهمی که توجه دانشمندان را به خود جلب کرده بود، سرعت بیش از حد بالای انتقال امواج در بدن انسان از محدوده­های سلول به سلول بود، چرا که تمام دستورات در بدن به صورت موج و یا نوساناتی می­باشند که باید به صورت فیزیکی قادر باشند از یک قسمت به قسمت دیگر حرکت کنند! در این زمینه، تیم تحقیقاتی متشکل از ”Kamerlingh-OnnesBednarz, Muller, and Frohlich” تحقیقات جدی را در حوزه انتقال امواج، بخصوص ابررسانا­ها انجام داده و توانستند بسته­های موجی بنام سالیتون (Soliton) را کشف نمایند، که حتی این کشف برای آنها جایزه نوبل فیزیک را هم به ارمغان آورد. سالیتون­ها امواجی هستند که مانند ذره در امتداد ابررسانا­های پروتئینی حرکت می­کنند. در بدن انسان، چنین امواجی در امتداد زنجیره­های پروتئینی که همانند ابررساناهای مولکولی عمل می­کنند، امکان انتقال و جابجایی فرامین هدایت کننده را فراهم می­سازند. سالیتون­ها می­توانند دارای کدهای اطلاعاتی ویژه­ای باشد که در واقع دستورات حیاتی برای سلول محسوب می­شوند. حرکت سالیتون­ها در امتداد زنجیره­های پروتئینی، را می­توان با خطوط لچر Lecher lines در مهندسی برق، مقایسه کرد. نام این خطوط برگرفته از نام فیزیکدان اتریشی یعنی ارنست لچر (Ernst lecher, 1856-1926) می‌باشد. جهت توضیح خطوط لچر باید بگوییم که، این خطوط شامل دو سیم می­شود که به طور موازی در کنار هم قرار دارند، و به نحوی به هم متصل اند که امواج با فرکانس بالا و با سرعت بسیار زیاد بین سیم­ها قادرند حرکت کنند. البته خود این سیم­ها دارای یک فرکانس طبیعی ارتعاشی هستند که با طول سیم ارتباط مستقیم دارد. بدن انسان با دارا بودن زنجیره­های پروتئینی، در بافت­ها، سیستمی مشابه به لچر را ایجاد کرده است. سالیتون­ها مانند امواج اسکالر (امواج الکتریکی – صوتی) در امتداد زنجیره پروتئینی به صورت ابررسانایی با سرعت بسیار بالایی می‌توانند حرکت کنند. اگر سیگنالی به یک زنجیره پروتئینی برخورد کند، جابجایی این سیگنال در بدن انسان، هم در سیستم عصبی و هم در زنجیره­های پروتئینی بافت­ها، با استفاده از سالیتون­ها اتفاق می­افتد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *