آدرس

تهران - قلهک

۰۹۹۱۶۸۸۸۷۹۲

ارتباط مستقیم با ما

شنبه تا پنج شنبه 08:00 تا 20:00

ساعات کاری ما

عضویت در خبرنامه

درخواست مشاوره

در این مقاله چه می‌خوانیم؟

تاریخچه ای بر فناوری بیورزونانس با تاکید بر مطالعات لاخوسکی

1- مقدمه 1

1-1- تاریخچه ای از فناوری بیورزونانس 1

1-2- مطالعات  لاخوسکی 5

1-3- ترکیب بدن جانداران بر اساس نظریه لاخوسکی 6

1-4- ایده  لاخوسکی 7

1-5- طرز کار دستگاه نوسانساز سلولی – رادیویی (Radio-Cellulo-Oscillator) 8

1-6- گسترش دانش بیورزونانس 8

1-7- منابع 9

1- مقدمه

برای نختسین بار دانش بیورزونانس با همکاری دو دانشمند بزرگ به نام های  لاخوسکی (دانشمند روسی ۱۹۱۰ میلادی) و نیکولا تسلا (مخترع، مهندس برق و مهندس مکانیک صربی الاصل آمریکایی) به دست آمد و در ادامه منتج به تولید دستگاه نوسان­ساز چند موجی ((MWO) Multi-Wave Oscillator) گردید. در ادامه این مسیر دکتر RR Rife توانست توسط فرکانس های سلولی و روش­های خاص ایجاد رزونانس در آنها، میکروسکوپی با قدرت بزرگنمایی ۶۰ هزار بسازد. توان این میکروسکوپ به حدی بود که او قادر به مشاهده میکروارگانیسم ها به صورت زنده بود. دکتر رایف توانسته بود فرکانس رزونانس مربوط به مرگ و میر ارگانیسم های مختلف را به دست آورد. در این بخش ضمن بیان بیان تاریخچه ای از فناوری بیورزونانس مروری کلی بر مطالعات صورت گرفته توسط  لاخوسکی خواهیم داشت

1-1- تاریخچه ای از فناوری بیورزونانس

در حال حاضر اکثر مردم با تکنیک هایی نظیر ECG،EEG  وMRI  آشنا هستند. در صورت که انسان یک موجود انرژتیک نبود، هیچ یک از این دستگاه های تشخیصی قابل استفاده نبودند.

کارلو ماتئوچی (Carlo Matteucci)یک فیزیک­دان و عصب­شناس بود که در دانش بیوالکتریسیته پیشگام بود. کارلو ماتئوچی در دهه 1830 ثابت کرد که جریان الکتریسیته توسط بافت آسیب دیده تولید می­شود.

8-1

شکل 1. کارلو ماتئوچی

امیل دو بوآ ریمون (Emil du Bois-Reymondwas) که یک پزشک و فیزیولوژیست بود و بخاطر کشف “پتانسیل واکنش عصبی” به عنوان پدر الکتروفیزیولوژی تجربی شناخته شد.

8-2

شکل 2. امیل دو بوآ ریمون

در سال 1843 Dubois-Reymondin یک گالوانومتر برای تشخیص جریان الکتریکی ساخت و برای اولین بار از اصطلاحات “جریان عضلانی” و “تغییرات منفی” استفاده کرد.

نیکولا تسلا در سال 1920 در طول آزمایش های خود با پدیده های فرکانس بالا سیم پیچ تسلا را توسعه داد. سیم پیچ تسلا یک مدار مبدل رزونانس الکتریکی است. این دستگاه برای تولید جریان الکتریکی متناوب با ولتاژ بالا، جریان پایین و با فرکانس بالا استفاده می شود. سیم پیچ تسلا در تولید دستگاه نوسان­ساز چند موجی ((MWO) Multi-Wave Oscillator) استفاده می­شود (1, 2).

8-3

شکل 3. نیکولا تسلا

تسلا با مهندس فرانسوی به نام ژرژ  لاخوسکی (Georges Lakhovsky) برای تکمیل نوسان­ساز چند موجی همکاری کرد. تسلا و  لاخوسکی معتقد بودند که هسته سلول به همراه “فیلامنت” شبیه یک مدار الکتریکی عمل می­کند که قادر به ارسال و دریافت اطلاعات ارتعاشی است.  لاخوسکی معتقد بود که هر سلول در بدن دارای یک نوسان درون زاد منحصر به فرد است. او فرض کرد که تمام سلول های زنده (انسان­ها، گیاهان، باکتری ها، انگل ها و غیره) دارای رزونانس هستند.  لاخوسکی پیشنهاد کرد که سلول­های زنده نه تنها تمامی نوسانات با فرکانس های بسیار بالا را تولید و منتشر می­کنند، بلکه توانایی دریافت و پاسخ به این نوسانات خارجی را دارا می­باشند.

8-4

شکل 4. ژرژ  لاخوسکی

طبق نظر  لاخوسکی، روش برای درک توزیع ارتعاشی میکروبی در بدن، تولید امواج الکترومغناطیسی فرکانس رادیویی فراگیر و ارسال آنها به سیستم است. طبق اصل ارتعاش سمپاتیک، هر سلول در بدن تنها به ارتعاشاتی پاسخ می دهد که دارای یک شکل هارمونیک باشد. از این رو سلول های سالم نسبت به ویروس ها و باکتری ها در برابر آسیب های این ارتعاشات مقاوم خواهند بود. این روش منجر به اختراع دستگاه نوسان­ساز چند موجی(MWO)  شد.

در سراسر اروپا MWO و دیگر دستگاه های مشابه همچنان برای بهبود اختلالاتی همچون سرطان، آرتریت و سایر بیماری استفاده می شوند. اما به نظر می رسد که تکنولوژی در امریکا آموخته شده است. مقاله و اختراعات  لاخوسکی را می توان بصورت آنلاین در آدرس www.rexresearch.com/lakhov/lakhusps.htm پیدا کرد.

در سال 1920، دکتر رویال رایف (Royal Rife) که مخترع آمریکایی بود، اولین میکروسکوپ جهانی را ساخت. ریف مهندس نوری و تکنسین با مهارت های عالی بود. با استفاده از این میکروسکوپ باور نکردنی، او می توانست یک ویروس را برای اولین بار ببیند. او به دقت ویژگی­های اسپکتروسکوپی (منعکس شده یا جذب شده) هر میکروب را مشخص کرد. در این مطالعه، او یک منشور کوارتزی را به منظور متمرکز کردن تک طول موج بر روی میکرو ارگانیسم مورد آزمایش می چرخاند. به این ترتیب، او تأیید کرد که هر مولکول الگوی فرکانسی مختص خود را دارد. او مدعی بود که “نرخ نوسانات مرگ و میر” را برای موجودات بیماری زا مختلف ثبت کرده است و قادر به تخریب ارگانیسم ها با اعمال این ارتعاشات است (3-5). دکتر رایف سپس توانست رزونانس مربوط به یک غدد سرطانی را بدست آورد و طی یک تحقیق بالینی ثابت کرد که سرطان قابل درمان است و درسال ۱۹۳۹ میلادی در روزنامه های وقت آمریکا به طور رسمی اعلام شد ولی ادامه فعالیت او به دلایل انحصار طلبانه گروهی متوقف شد .

8-5

شکل 5. رویال رایف

جدول 1. فرکانس مرگ و میر چند میکروارگانیسم

8-6

1-2- مطالعات  لاخوسکی

از نوامبر 1923،  لاخوسکی در نشریات فنی و رادیویی مختلف، مقالات متعددی منتشر کرده است. او در این تحقیقات توضیح داده است که غریزه یا احساس خاصی که اجازه می دهد پرندگان خود را در فضا هدایت کنند، تنها نتیجه گسیل و دریافت اشعه توسط موجودات زنده است. او توضیح داده است که علم روزی به نتیجه ای می رسد که نشان خواهد داد نه تنها ماهیت میکروب ها را از طریق تابش می توان شناخت، بلکه می توان با استفاده از تابشی مناسب باسیل موجود در بدن انسان را از بین برد.  لاخوسکی معتقد است که زندگی از تابش ها متولد شده است، در اثر تابش متلاشی می شود و توسط هر گونه رخدادی که باعث تخریب تعادل نوسان می شود، بویژه با تابش برخی از میکروب ها، موجب سرکوب سلول های ضعیف تر می گردد دچار اختلال می گردد.

 لاخوسکی به منظور توضیح ماهیت این تابش ها از حرکت آونگ برای استفاده کرده است. هنگامی که یک آونگ از موقعیت تعادل خود جابجا می شود، به عقب و جلو حرکت می کند و تولید آنچه که به عنوان نوسان اکرون شناخته می شود خواهد نمود. این نوسان تا زمانی که انرژی به صورت کامل تمام شود، ادامه خواهد یافت. با استفاده از یک موتور، یک فنر یا یک آهنربای الکتریکی، حرکت این آونگ را می تواند با دامنه ثابت انجام شود بدون این که متوقف گردد. در مقابل اگر نیروی خارجی حذف گردد، نه تنها آونگ در نهایت از حرکت بازمی ایستد بلکه برای به نوسان در آوردن مجدد آن باید نیروی بیشتری از حالت اول اعمال گردد. این دقیقا همان چیزی است که در سلول های بدن یک موجود زنده رخ می دهد.

8-7

شکل 6. نوسان دائمی یک آونگ به هنگام اعمال نیروی محرکه بیرونی

1-3- ترکیب بدن جانداران بر اساس نظریه لاخوسکی

بر اساس نظریه  لاخوسکی اندامهای ما از سلول هایی تشکیل شده است که حاوی آهن، کلرید، فسفر و غیره است. ترکیب این عناصر موجب می­گردد تا سلول­ها امواج بیرونی را تشخیص دهند و به طور پیوسته در فرکانس بسیار بالا، احتمالا بالاتر از فرکانس اشعه ایکس یا بالاتر از همه فرکانس هایی که تاکنون اندازه گیری شده است، نوسان کنند. دامنه نوسانات سلولی باید به مقدار مشخصی برسد تا اینکه ارگانیسم به اندازه کافی قوی باشد تا بتواند از ارتعاشات مخرب برخی از میکروب ها رهایی یابد.

اخترفیزیکدان ها آزمایشی طراحی کردند که طی آن ارتعاشاتی تولید می شد که فرکانس آنها بالاتر از اشعه ایکس و آلفا، بتا و اشعه گاما رادیوم بود و تحت عنوان اشعه های نفوذ می شناختند. مطابق یک نظریه، چنین اشعه هایی توسط خود زمین تولید می شوند و برخی دیگر از فضای خارج می آیند. برخی از اندازه گیری های دقیق صحت این نظریه را ثابت کرده اند. بنابراین، کاملا قابل قبول است که این اشعه های نفوذ، و یا حداقل برخی از آنها، تولید حرکت های ارتعاشی در سلول های زنده می کنند که در نتیجه زندگی آنها را متاثر می سازند.

به عنوان مثال، فرض کنید یک سلول در یک فرکانس خاص و یک میکروب در یک فرکانس متفاوت ارتعاش می کند. به هنگام وارد شدن میکروب به درون بدن انسان، میکروب شروع به مبارزه با سلول می کند و بیماری آغاز می شود. اگر سلول نتواند ارتعاشات قوی ایجاد شده توسط میکروب را از بین ببرد و دامنه ارتعاش سلول کاهش یابد، میکروب در این رقابت فرکانسی موفق شده و ارتعاشات سلول کاهش و متوقف خواهد شد که به بیماری یا مرگ سلول منجر می گردد. در مقابل، اگر سلول زنده بتواند در یک محدوده مناسب توسط عوامل درونی یا بیرونی شروع به ارتعاش نماید، حمله نوسانی ایجاد شده توسط میکروب دفع می شود. این مطلب اساس نظریه  لاخوسکی است.

این وضعیت را می توان به گونه ای دیگر توضیح داد. فرض کنید که دوست شما توسط یک گروگان­گیر دستگیر شده است و فرد با تمام توان خود از شما تقاضای کمک می کند. شما نه جرات شلیک ماشه تفنگ خود را دارید و از سوی دیگر نگران آسیب رساندن گروگان گیر به دوست خود می باشید. به طور مشابه، بدن انسان و میکروب های موجود در بدن را در حکم گروگان گیر و دوست خود فرض کنید. اگر چه شما می توانید مواد امواج الکتریکی یا مواد رادیواکتیو برای مبارزه استفاده کنید اما واقعا امکان از بین بردن میکروب ها بدون متاثر ساختن سلول های بدن میسر نخواهد بود.

1-4- ایده  لاخوسکی

عقیده  لاخوسکی این بود که باید میکروب ها را با افزایش دادن توان فرکانسی سلول ها (از طریق افزایش فرکانس خون یا به طور مستقیم اعمال فرکانس خارجی مناسب به خود سلول) از بین برد. در طول ژانویه سال 1924، طبق این نظریه و با هدف استفاده از آن در کاربرد های درمانی، ساختن دستگاهی به نام نوسان­ساز سلولی – رادیویی (Radio-Cellulo-Oscillator) آغاز گردید، با اعتقاد به این که سلول ها در طول موج های بسیار کوتاه نوسان می کنند. بر اساس این نظریه سلول ها تولید هارمونیک بسیار کوتاه می کنند.

سلول هایی که دارای ارتعاشات بسیار ضعیف هستند، وقتی که در معرض ارتعاش چندگانه قرار می گیرند، فرکانس خود را پیدا می کنند و مجددا از طریق پدیده رزونانس نوسان می کنند. این نوع لرزش تولید شده توسط امواج رادیویی بر خلاف اشعه ایکس و رادیوم بی ضرر است. بنابراین هیچ خطری برای اپراتور وجود ندارد.

 لاخوسکی برای نشان دادن اثر فرکانس های رادیویی بسیار بالا بر روی میکروب ها و سلول های بدن انسان، در یک آزمایش به مدت چندین روز خود را به همراه یک محیط کشت حاوی میکروب که رشد نرمال نشان می دادند، در محیط حاوی این فرکانس ها قرار داد. او مشاهده کرد که این فرکانس ها تاثیرات مخرب بر روی میکروب ها داشته اند.

1-5- طرز کار دستگاه نوسان­ساز سلولی – رادیویی (Radio-Cellulo-Oscillator)

لاخوفسفکی طی آزمایشی نشان داد که می تواند بافت توموری را در یک گیاه آلوده به طور کامل تخریب نماید. دستگاه نوسان­ساز سلولی – رادیویی که  لاخوسکی استفاده کرده است طول موج های دو متر و کمتر تولید می کند (150 میلیون دور در ثانیه). در آزمایش او گیاه سرطانی ابتدا به مدت یک ماه تحت تاثیر تابش قرار گرفته است؛ در این زمان، تومورهای کوچکی به اندازه دانه گیلاس بر روی گیاه قابل مشاهده بوده اند. این گیاه مجددا دو مرتبه تحت تاثیر تابش با زمان سه ساعت قرار گرفته است. در طی روزهای بعد، در این گیاهان تومورها همچنان به سرعت در حال رشد بوده است و هیچ تفاوتی میان این گیاهان و گیاهانی که تحت تاثیر تابش قرار نگرفته بوده اند، مشاهده نگردیده است. با این وجود، 16 روز پس از شروع تابش، تومورها شروع به کوچک شدن و خشک شدن کرده اند. چند روز بعد تومورها به طور کامل خشک شده و مشاهده گرد می توانسته تنها با دست زدن به آنها به راحتی این بخش ها را از اندام گیاه جدا کند. فعالیت خشک شدن تحت تابش فرکانس رادیویی انتخابی بوده است و این تابش تنها بخش بیمار گیاه را متاثر ساخته است. این آزمایش نشان داده است که حتی اگر بافت توموری در اعماق گیاه حضور داشته باشد، امواج می توانند بدون متاثر ساختن سلول های سالم سلول های توموری را تخریب نمایند.

1-6- گسترش دانش بیورزونانس

مرکز تحقیقاتی هیتلر در بین سالهای ۱۹۳۰-۱۹۴۵ با شدت تمام این رشته از علم را به صورت بسیار دقیقی پیش می بردند ونتایج فوق العاده ای را در زمینه کنترل فرکانس های مغزی و درمان افسران آلمانی بدست آورده بودند. دانشمندان برجسته المانی مانند دکتر فول و دکتر شیمیل ودکتر مورل در این زمینه تحقیقات گسترده ای انجام می دادند. قابل ذکر است که بعد از پیروزی روسیه بر آلمان، دانشمندان آلمانی دستگیر و بخش عظیمی از تجهیزات آزمایشگاهی مرتبط توسط روسیه مصادره و به مسکو انتقال داده شد و آمریکا که در این گوی مسابقه کمی عقب مانده بود به مرور زمان با شناسایی دانشمندان و جذب آنها توانست تاخیر خود را تا حدودی جبران نماید و از این رهگذر خیلی از منابع علمی فوق سری آلمان در اختیار دانشمندان روسی و آمریکایی قرار گرفت.

تا سال های ۲۰۰۰ میلادی کشورهای پیشرو در این دانش آلمان و روسیه محسوب می شدند و کلیه کتب مرجع اصلی به زبان روسی و آلمانی بودند ولی به مرور زمان، کتب و مقاله های انگلیسی زبان در مجله های علمی معتبر اروپایی و آمریکایی به چاپ رسید است. در کنار این بخش دستگاه های مختلفی طراحی و ساخته شدند که برخی نیز دارای گواهینامه های اروپا و آمریکا می باشند .

8-8

شکل 7. بهبود اختلالات پوستی با استفاده از فناوری بیورزونانس

8-9

شکل 8. بهبود اختلالات پوستی با استفاده از فناوری بیورزونانس

1-7- منابع

1.         Carlson WB. Inventor of dreams. Scientific American. 2005;292(3):78-85.

2.         Penner J. The strange life of Nikola Tesla. 1995.

3.         Bird C. What has become of the Rife Microscope. New Age J. 1976:41-7.

4.         Rosenow EC. Observations with the Rife microscope of filter-passing forms of microorganisms. Science. 1932;76(1965):192-3.

5.         Allardyce R. The rise and fall of a scientific genius: the forgotten story of Royal Raymond Rife. Part one: Rife’s rise (video). The New Zealand Medical Journal (Online). 2003;116(1177).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *