آدرس

تهران - قلهک

۰۹۹۱۶۸۸۸۷۹۲

ارتباط مستقیم با ما

شنبه تا پنج شنبه 08:00 تا 20:00

ساعات کاری ما

عضویت در خبرنامه

درخواست مشاوره

در این مقاله چه می‌خوانیم؟

مراحل درمان (HomoToxology)

درمان از دیدگاه منطق بیورزونانس تراپی، دارای چندین مرحله مختلف میباشد و گذراندن هر یک از مراحل به صورت کامل از ابتدا تا انتها از اهمیت بسیاری برخوردار است.از آنجایی که اساس درمان بر روی اصل پاکسازی ارگانیزم بنا میشود، خروج صحیح سموم از بدن بسیار مهم است و خوردن آب سالم (H2O) به اندازه 1.5 الی 2 لیتر در روز نقش درمانی فوق العاده ای دارد. بنابراین در مسیر درمان که در واقع همان پاکسازی ارگانیزم است، اگر بیمار از خوردن آب و تغذیه مناسب پیشنهادی ازطرف پزشک سرباز زند، این مسئله منجر به عدم حصول نتیجه و ادامه بیشتر روند بیماری میگردد.

حضرت ابوعلی سینا روی این مسئله بسیار تاکید داشتند و اول از هرکاری ایشان دستور میدادند تا بیمار را تنقیه نمایند،یعنی پاکسازی روده میکردند، جالب است که ایشان خودشان میفرمایند: خیلی از بیماران برای بار دوم دیگر مراجعه نمیکردند، پاکسازی روده و خروج فضولاتی که درطی سالها در روده آهسته آهسته جمع آوری میگرددبسیار بسیار مهم است و وجود یبوست خطرناک!!

خاطر نشان میکنیم که یکی از علل اصلی بیماری، عفونت میباشد و چون عفونت ها شامل باکتری، ویروس، قارچ و انگل ها می باشد، یکی از اهداف اصلی پاکسازی بدن، حتما خروج این عفونت ها میباشد، که ابتدا از بزگترین آنها که انگل ها هستند باید کار پاکسازی را شروع کرد و به کوچکترین آنها که ویروس است عملیات پاکسازی را ادامه داد. البته عفونت ها از جمله انگل ها در اندام و بافت هایی که pH مناسب برای رشد آنها وجود دارد و عملا ارگان مربوطه از لحاظ عمکردی اختلال پیدا کرده است، بهتر لانه مینمایند و پزشکان بیورزونانس میدانند که بدون پاکسازی صحیح این ارگانها از انگل ها و عفونت ها، تاثیر مثبت موقتی خواهد بود و تعادل pH و تعادل سیستم عصبی Nervus Simpathic and Parasimpathic برقرار نمیگردد.

اگر پاکسازی و دوره درمانی ضد عفونت در ابتدای امر به موقع و صحیح انجام گیرد، مسلما احیای عملکرد ارگانها و بازسازی بافت های درگیر سریع تر اتفاق می افتد و دراین صورت سلامتی برای مدت طولانی تری در بدن باقی خواهد ماند.البته ناگفته نماند تغییر در نحوه زندگی،نوع تغذیه،ارتباطات،اندیشه واحساسات،استرس و عدم تحرک کافی(ورزش نکردن) امکان بازگشت بیماری به حالات مختلف وجود دارد.سلامتی کامل و پایدار فقط با اجرای صحیح وکامل برنامه های ذیل ایجاد میگردد:

1 – داشتن سلامت معنوی، یعنی هدفمند بودن در زندگی ودرک صحیح معنای زندگی وکلا نوع درست ارتباط نسبت به خدا و خود انسان.

2 – داشتن روابط صحیح اجتماعی، به خصوص دوری از روابط استرس آور با انسان های دیگر.

3 – داشتن احساس مثبت وارتباط صحیح با طبیعت پیرامون.

4 – تغذیه مناسب، ورزش کردن کافی، مصرف آب کافی، استشاق اکسیژن کافی

بدن فقط با داشتن افکار و اندیشه های متعالی، دارای سلامت کامل خواهد بود،و باید برای داشتن سلامتی کامل، این افکار را رشد داده و برای دستیابی به اهداف والا تلاش نمود.در واقع میتوان گفت داشتن بدن سالم مشروط به داشتن روحی سالم است،و داشتن روح سالم منجر به سلامتی کامل بدن میگردد و بین این دو ارتباط متقابل و تنگاتنگی است.

5 – خواب به موقع و سحرخیزی (قبل از زمان طلوع خورشید)

طبقات درمانی دارای سه مرحله میباشد،که مرحله دوم پیچیده تر از مراحل دیگر بوده وخود دارای چندین تقسیم بندی میباشد:

  • ازبین بردن سموم و تخلیه آنها از بافت های پیوندی وپاکسازی ارگانهای بدن.
  • نرمالسازی سوخت و سازبدن برای ایجاد تعادل وضعیت انرژی- اطلاعات ارگانها
  • اصلاح تغذیه برای متعادل کردن وضعیت اسیدی-قلیایی (pH) بافتهاوتامین ویتامینها و مواد معدنی مورد نیاز بدن، که بدنبال خود تعادل هورمونی را هم به ارمغان می آورد.

II. مرحله اصلی

  • از بین بردن سموم و تخلیه آنها از قسمت های عمیق تر بافت های پیوندی
  • رفع دلایل اصلی بیماری( پاتولوژیکی) که شامل تاثیر منفی میدانهای الکترومغناطیس مانند کامپیوتر، موبایل، میکروویو، آنتن های صنعتی، وجود عفونت(انگل،قارچ،باکتری، ویروس)
  • تثبیت وضعیت روحی
  • نرمالسازی فعالیت و عملکرد قسمت های مختلف مغز

بیماری چیست؟

بیماری تلاش ارگانیزم برای جبران آسیب های سموم میباشد.این آسیب ها را میتوان در علمی به نام هموتوکسولوژی مورد بررسی قرار دهیم، و بر این اساس بینش های درمانی که وجود دارد، در چهارچوب آنتی هموتوکسین تراپی، برای فرایندهای پاکسازی بدن وتثبیت سیستم ایمنی به کار گرفته میشوند. دکتر رکه وگ (Hans Recheweg) شش فاز در هموتوکسولوژی برشمرده است که این فازها به صورت پله ای بوده ودر هر فاز، بیماری تولید شده بنا به میزان سموم وارده در بدن و عمق بافت های درگیر، علائم بیماری های مختلفی ایجاد میکند وبرای پاکسازی بدن در بینش آنتی هموتوکسین تراپی، ما شاهد عقب نشینی بیماری، به صورت برعکس فاز به فاز خواهیم بود، یعنی به عنوان مثال اگر بدن در فاز چهار قرار گرفته باشد، در درمان ابتدا ماباید جلوی افزایش سم را بگیریم که از فاز چهار به فاز پنج تبدیل نشود وسپس به صورت بازگشت از فاز چهار به فاز سه واز فاز سه به فاز دو ویک، عملیات پاکسازی و درمان را ادامه خواهیم داد. دکتر رکه وگ،بیماری را در قالب هموتوکسیکوز که شامل پروسه های دینامیکی در حال رشد است تعبیر کرده و همانطور که گفتیم ایشان شش مرحله ویا فاز را از ابتدا تا به انتهای بیماری، اثبات کرده اند که ما در ذیل به صورت خیلی خیلی خلاصه به توصیف این فازها میپردازیم،

I. فاز اکسرکسیون یا دفع – در این فاز بدن به صورت هوشمند مستقلا قادر به دفع هموتوکسین ها از طریق مجاری فیزیولوژیکی( مانند روده ها، کلیه، سیستم لنف و عروق) یا به شکل مدفوع، ادرار، بزاق، لنف وعرق میباشد که البته این پروسه در ارگانیزم به حالت طبیعی مرتبا در جریان است.اما بروز برخی شرایط مانند آب کم خوردن و ایجاد یبوست، عفونت و …، این پروسه به مشکل برخورده و متاسفانه شروع درگیری ارگانیزم آغاز میشود.

II. فاز رآکسازیون یا واکنش.بر اساس اصل رکه وگ Rans Recheweg، این فازمقطع شروع هموتوکسیکوز ویا بیماری است، چرا که دفع توکسین ها(سموم مختلف) از طریق مجاری دفع فیزیولوژیکی بدن به طور کامل صورت نمیگیرد، و ازآنجایی که بدن یک سیستم هوشمند کامل است، جهت نرمالسازی در دفع سموم وسوخت و ساز بدن، واکنش های جالبی اتفاق می افتد، به عنوان مثال درجه حرارت بدن افزایش می یابد که در این وضعیت، تولید گلبولهای سفید دفاعی افزایش پیدا میکند و حتی در درجه بالا بعضی از توکسین ها سوزانده میشوند، ویا عکس العمل جالب دیگری که بدن میتواند از خود نشان دهد این است که به شکل اسهال یا آبریزش بینی و یا استفراغ، این سموم را از بدن خارج نماید. ناگفته نماند که حتی التهابات مختلف پوستی به شکل جوشهای مختلف هم در واقع نوعی خروج سموم از داخل به خارج بدن محسوب میشود .پرواضح است که نباید در این مواقع توسط دارو عکس العمل های درست بدن را از بین ببریم. بیماری مانند سرماخوردگی، برونشیت های حاد، آنفولانزای حاد، و…در این فاز دسته بندی میشوند.

III. فاز دپوزاسیون یاجمع آوری توکسین ها.در این مرحله بیماری پیشرفته تر شده است و بدن از آنجا که از فاز اول یعنی فاز واکنش به هر دلیل نتوانسته است که خروج سموم را عادی سازی نماید، لذا وارد مرحله بعدی مبارزه با توکسین ها میشود، وبا ایزولاسیون آنها در بافت های مختلف ارگانیزم، اشکالی مانند کیست، زگیل، غدد چربی، کورک های مختلف و حتی بروز بیلی روبین که در کبد ظاهر میشود. و مسلم است که جراحی و خروج این اشکال، درمان قطعی به حساب نمی آید، چراکه پروسه هموتوکسیکوز متوقف نشده است واین اشکال در جاهای دیگر میتوانند ایجاد شوند.

IV. فاز ایمپرگنسیون یا جذب توکسین ها. دراین مرحله از هموتوکسیکوز، بیماری از کنترل سیستم ایمنی خارج میشود ورتوتوکسین های فعال(سموم تغییر یافته) به فضاهای بین سلولی رخنه میکنند وحتی به مقدارکم وارد خود سلول میشوند، بیماری هایی مانند آلرژن، میگرن، پلی آرتریت، التهابات دستگاه مجاری ادراری، وغیره را میتوان در این فاز دسته بندی کرد، که البته ضعف و احساس خستگی بیش از حد سیستم ایمنی را به دنبال دارد، که فقط با درمان صحیح و به موقع به صورت کمپلکس های درمانی میتوان ابتدائا جلوی رشد بیماری راگرفت و سپس بدن را به فاز دو و سه بازگرداند.

V. فاز رژنراسیون یا فاز تخریب سلولی. پیشرفت وتشدید رتوتوکسین ها به داخل سلولهای بیشتری باعث میشود تا محدوده بزرگی از بافت، درگیری جدی تر پیدا کند و متاسفانه در این مرحله به دلیل آسیب دیدن ساختار سلولها، ما شاهد تخریب و متلاشی شدن سلولها خواهیم بود. بیماری هایی مانند دیابت، ایدز، فیبروز، سکته های قلبی و مغز، آرتروز، فرم های فعال حصبه، بیماری MS، بیماری پارکینسون را میتوان در این فاز دسته بندی کرد. دراین فاز، بدن وارد مرحله جدی و خطرناکی از هموتوکسیکوز میشود وباید دانست که جلوگیری ازپیشرفت بیماری ودرمان آن کلا سخت خواهد بود و بهبود کامل ممکن است همیشه حاصل نگردد.

VI. فاز ردفرانسیون یا فاز تولید توده های سلولی.آخرین مرحله در پروسه هموتوکسیکوز میباشد، در این مرحله بدن کاملا در مقابل بیماری تسلیم می گردد، و ایجاد تغییرات بدخیم در ارگانها باعث تولید توده های بدخیم سلولی(سرطان) میشود،بیماری در این فاز میتواند تا به انتها شدت یابد، که نیازمند اقدامات بهبودی بخش طولانی و دقیق میباشد تا جلوی رشد توده گرفته شود و سپس بدن به فازهای V,IV,III,III بازگردانده میشود، در فاز V,VIبیماری از حالت فیزیکی واطلاعاتی بازگشت پذیر میتواند خارج شود، و جریان اطلاعات صحیح در بدن خدشه دار گردد.

در متد درمانی بیورزونانس، اساسا فاز V,VIرا فاز ناهنجاریهای اطلاعاتی انرژیکی بدن می نامند، ودرمان کامل، با پاکسازی اطلاعات انرژیکی، میسر خواهد بود.

درمان درست،درمانی است که باعث بازگشت علائم بیماری حاد شود و رشد پروسه های التهابی متوقف گردد و نتیجتا منجربه حرکت هموتوکسین ها به سمت خارج بدن شود،به همین دلیل درمان آنتی هموتوکسیک باید باافزایش علائم بیماریهای حاد همراه باشد تا به صورت بیولوژیک، واکنش ارگانیزم را برانگیخته ودلایل بیماری راریشه کن کند،به عبارت دیگر هموتوکسینها باید در فاز واکنش برای همیشه ریشه کن گردند.

یکی از مهمترین قاعده ای که بیماران باید به آن توجه داشته باشند، این است که هیچگونه مزاحمتی برای ارگانیزم ایجاد ننمایند،خصوصا زمانیکه ارگانیزم فعالانه با خودش مقابله میکند،به عنوان مثال، درصورت افزایش درجه حرارت بدن لازم نیست اقدامی جهت پایین آوردن آن صورت گیرد.اما اگر این عارضه از لحاظ زمانی طولانی گردید، یا بیمار ضعیف شده و احساس مبهم بیحالی و ناخوشی کند،آنوقت است که ذخیره های ارگانیزم نابود گشته و باید اقداماتی در این راستا صورت گیرد.

به عبارت ساده تر باید به ارگانیزم اجازه دهید تا ناخوش گردد، چرا که بیماری برای ارگانیزم در این شرایط درحکم دادن مهلت به آن میباشد وارگانیزم ازاین طریق میتواند بهبود یابد.

صبروانتظار دو شرط اساسی در این مرحله است، چرا که هیچ گونه بیماری در این مرحله سریعا درمان نمی گردد. درمان دارای شیفت هایی می باشد که در برخی بیماریها مستلزم 10 تا 15شیفت و در برخی دیگر 20 و یاحتی 40 شیفت می باشد که تعداد این شیفت هاها به مختصات گوناگون ارگانیزم ومنطق روش درمان بستگی دارد.

III. مرحله پایانی( توانبخشی / احیایی)

در این مرحله بدن خودش توانایی های لازم را برای جبران خسارت های وارده دارد، به شرطی که مرحله پاکسازی بدن کامل انجام گرفته باشد و ویتامین ها و مواد معدنی لازم همراه باآب کافی در اختیار بدن قرار گیرند.

  • سالم سازی و بازسازی ساختار سلولی بافت های آسیب دیده بعد از رفع بار پاتولوژیکی آنها
  • رژنراسیون ساختار بافت ها (ارگان،عروق ) با استفاده از ترکیبات ارگانیک و سرم

سلامت باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *