تاثیر فرکانس های مغناطیسی بدن در ایجاد و گسترش سرطان

تاثیر فرکانس های مغناطیسی بدن در ایجاد و گسترش سرطان

اشتراک گذاری مقاله

فرکانس های مغناطیسی بدن و گسترش سرطان

فهرست مطالب این مقاله

به‌عنوان دکتر حمیدرضا طاهری‌ یگانه، پیش از هر چیز شما را دعوت می‌کنم بدانید چرا این مقاله برای هر پژوهشگر، پزشک و علاقه‌مند به درمان‌ های نوین حیاتی است:

در این نوشته قرار است با نگاهی بین‌رشته‌ای به تأثیر فرکانس‌های مغناطیسی بدن در ایجاد و پیشرفت سرطان بپردازیم و نشان دهیم چگونه اختلالات روحی،عاطفی می‌توانند به‌ واسطه برهم‌ زدن هماهنگی فرکانس‌های سلولی، زمینه را برای رشد غیرطبیعی بافت‌های سرطانی فراهم آورند. همچنین خواهید دید که ترمیم این فرکانس‌ها از طریق روش‌های الکتروپالس‌تراپی (بیورزونانس)، ذهن‌آگاهی و اصلاح سبک زندگی چگونه می‌تواند مسیر تازه‌ای برای «خاموش‌سازی» فرآیند سرطانی شدن سلول‌ها باز کند. اگر می‌خواهید بدانید:

  • چرا دلشوری مداوم و ترس بیش از آنکه فکر کنید به سلول‌ ها آسیب می‌زند

  • چگونه بیورزونانس به‌عنوان یک روش مکمل می‌تواند در کنار درمان‌های کلاسیک، شانس موفقیت را افزایش دهد

  • و چه راهکارهای غیرتهاجمی دیگری برای پیشگیری و کنترل سرطان وجود دارد

پس این مقاله را از دست ندهید. تجربه من در به‌کارگیری بیورزونانس در کنار دانش پزشکی کلاسیک نشان داده است که آگاهی از ارتباط فرکانسی بدن با سلامت سلولی، می‌تواند افق‌های نوینی در درمان و پیشگیری سرطان بگشاید.

نقش فرکانس های بدن در سرطان!

این مقاله با نگاهی بین‌رشته‌ای و نوین، به بررسی نقش اختلال در فرکانس‌های مغناطیسی بدن به‌عنوان یکی از عوامل اصلی در ایجاد و گسترش سرطان می‌پردازد. در این چارچوب، مفاهیمی از طب انرژی-اطلاعات، سایکوسوماتیک فرکانسی، و سبک زندگی سلامت‌زا بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهند که دلخوری‌های مزمن و مستمر، غصه، ترس و افکار منفی می‌توانند باعث اختلال در میدان‌های اطلاعاتی بدن شده و منجر به ایجاد پاسخ‌های غیرعادی سلولی گردند.انتقال اطلاعات ژنتیکی و دستورهای متابولیکی در بین سلولها توسط تبادلات بیوفوتونی به صورت آنی و با حجم بسیار بالا جهت مدیریت صحیح همِوستازکلی بدن باید ،دایما صورت بگیرد.

این مقاله پیشنهاد می‌دهد که بازگرداندن فرکانس‌های طبیعی مغز و بدن از طریق الکتروپالسی، تغذیه، ذهن‌آگاهی و پاکسازی عاطفی، نه تنها ممکن است، بلکه می‌تواند مسیر نوینی برای خاموش‌سازی سرطان ارائه دهد.

♦ اگر در زمینه فرکانس درمانی به اطلاعات دقیق تر و کامل تری نیاز دارید پیشنهاد می دهم مقاله زیر را مطالعه نمایید:

کلیلک کنید: “فرکانس درمانی

تاثیر فرکانس های بدن بر سرطان

نگاهی نو به منشأ سرطان

سرطان یکی از چالش‌برانگیزترین بیماری‌های قرن حاضر است. علی‌رغم پیشرفت‌های فراوان در درمان‌های تهاجمی کلاسیک، همچنان نرخ بازگشت و مرگ‌ومیر ناشی از آن نگران‌کننده باقی مانده است. این مقاله با تکیه بر اصول طب انرژی-اطلاعات و نظریه‌ی فرکانس‌های مغناطیسی بدن از دیدگاه سایکوسوماتیک، نگاهی نو به منشأ تولید سرطان و روش‌های مکمل مقابله با آن میپردازد.

نگاه پزشکی کلاسیک و نوین به سرطان

پزشکی کلاسیک، سرطان را رشد کنترل‌نشده‌ی سلول‌های غیرطبیعی می‌داند و علت‌های آن را ژنتیکی، تغذیه‌ای، تاثیرات سموم و حتی وجود پاتوژنهای مخرب  معرفی می‌کند. در دیدگاه‌های نوین، عوامل نامرئی‌تری همچون امواج الکترومغناطیسی محیطی، شوک‌های روانی و پارازیت‌های اطلاعاتی در میدان انرژی بدن به‌عنوان دلایل مکمل مورد توجه قرار گرفته‌اند.

تاثیر احساسات بر روی فرکانس های سلولی!

سلول‌های بدن دارای فرکانس مغناطیسی یونیک ومخصوص به خود هستند که در اندام های دیگر فرق دارند ولی تمام انواع فرکانس های بدن و هر آنچه که در بدن وجود دارد همه تحت کنترل مغز قرار دارند. احساسات سرکوب‌شده مانند دلخوری و خشم، باعث اختلال در این فرکانس‌ها شده و انتقال داده‌های زیستی ژنتیکی را در سطح سلولی مختل می‌کنند؛ این اختلالات  می‌تواند به تکثیر غیرعادی سلول‌ها و ایجاد تومور منجر شود چرا که تبادلات درست داده های ژنتیکی بین سلول ها و مغز دچار ایرادات جدی میشود و دستورهای صادر شده از مغز انطباق با دستورهای درون سلولی پیدا نمی کند. نقش مغز در تنظیم فرکانس سلول‌ها نه‌تنها بیولوژیکی بلکه میدان‌ محور است. تحقیقات نشان می‌دهند که مغز علاوه بر ابزارهای عصبی و هورمونی، از طریق میدان‌های مغناطیسی، اطلاعات را با سرعت بسیار بالا به کل بدن مخابره می‌کند.

روش این مقاله، تحلیلی-مفهومی است و از یافته‌های علمی در حوزه‌های علوم اعصاب، روان‌تنی – سایکوسوماتیک، بیوفوتونیک و بیوالکترومغناطیس – بیورزونانس بهره می‌گیرد. داده‌ها از طریق مرور منابع علمی معتبر، تجربه‌های بالینی و مشاهده‌های کاربردی گردآوری شده‌اند.

چگونه احساسات روی متابولیسم بدن تاثیر می گذارند؟

دلخوری مزمن، خشم فروخورده و غصه‌های طولانی‌مدت می‌توانند فرکانس مغزی را دچار اختلال کنند!

این اختلال باعث اغتشاش در میدان مغناطیسی سلول‌ها و اختلال در متابولیسم طبیعی می‌شود.

سبک زندگی ناسالم (خواب ناکافی، تغذیه ناسالم، کم‌تحرکی، افکار منفی و…) بستر این اختلالات را فراهم می‌کند.

فریتس-آلبرت پوپ
پروفسور فریتس آلبرت پوپ(fritz-albert popp)

پرفسور آلبرت فریتس پوپ، دانشمند آلمانی دهه هفتاد میلادی و پایه‌گذارارتباطات بیوفوتونیک سلولی، اثبات کرده است که انتقال اطلاعات زیستی (تبادل داده‌های موجود در DNA) توسط توانایی‌های فوتونی بین‌سلولی، با سرعت بسیار بالا و به‌صورت دائمی، بر اساس قوانین الکترومغناطیسی انجام می‌شود.

این اطلاعات از جنس الکترومغناطیس می باشد و نکته قابل تامل این است که کلیه اطلاعات زیستی مستقیما تحت تاثیر دائمی تاثیرات فرکانس های صاتع شده از مغز میباشد. سالهاست ثابت شده است که مسائل روحی روانی در قالب فرکانس های مغناطیسی می توانند باعث تغییرات هورمونی و متابولسیمی بشود، مثلا ترس و دلهره شدید باعث بالا بردن ترشح هورمون ادرنالین و متعاقبا باعث بالا رفتن تغییرات متابولیمسی مانند، ضربان قلب و هیجانات رفتاری مختلفی میشود که اتفاقا اگر کوتاه مدت باشد بسیار هم لازم و مفید می باشد زیرا به یک اتفاق محافظتی مفید از بدن در مقابله صحیح با محرکهای خارجی کمک میکند. در این مقاله می خواهیم در همین راستا اتفاقی را که دلخوری دائمی و مستمر می تواند روی سیستم هورمونی و متابولیسمی ایجاد کند را ربط به اتفاق پیچیده ای مانند سرطان بدهیم. آمار های تجربی ثبت نشده نشان داده است که بالغ بر ۸۰ درصد کسانی که مبتلا به سرطان شده اند در زندگی خود با مشکلات عاطفی جدی روبرو بوده اند که باعث دلخوری و خشم شدیدی شده است که حاضر نبوده اند خود را درفاز بخشش قرار دهند.

سرطان و فرکانس مغزی: فراخوانی برای مطالعه استرس عاطفی

در پزشکی کلاسیک، به عنوان درمان، تمرکز بر حذف فیزیکی توده سرطانی است و به چگونگی تولید سرطان هیچ توجهی نشده است. این مقاله بر آن است که توجه دانشمندان را به این نکته جلب کند که یکی از علت های تولید سرطان می تواند بدلیل اختلال در انتقال اطلاعات مغناطیسی بین مغز و سلول‌ها بر اساس اختلالات روحی و روانی باشد و از نشانه ها هم اینگونه بر می آید که واقعا در این زمینه لازم است یک پروژه تحقیقاتی مفصلی را باید انجام داد که  متاسفانه فعلا این گونه تحقیق اختصاصی در این مورد انجام نشده است. اما در اخر ما شش مقاله به عنوان رفرنس در زمینه های مختلف و مشابه موضوع ما، قرار داده ایم که بعضی از آنها تاثیر فرکانس های استرسی را بر روی تولید سرطان اثبات میکند و بعضی از این مقاله ها هم اشاره به تاثیرات مثبت فرکانس های مغناطیسی بر روی کنترل سلول های سرطانی دارد که کمک به بازگرداندن هماهنگی طبیعی فرکانس های بدن میکند. البته ناگفته نماند که در این مقاله هیچ ادعایی در مورد درمان سرطان بر اساس  روش های غیر تهاجمی فرکانسی پیشنهادی نداریم چرا که میدانیم پیچدگی سرطان و شناخت آن ما را به این باور رسانده که  واقعا برای بدست آوردن راه حل های دقیق علمی نیاز به تحقیقات های بسیار گسترده تری هست ولی توجه به زوایای فرکانسیک تولید سرطان قطعا یک اتفاق علمی جدی می تواند باشد.

پیشنهادات غیردارویی برای پیشگیری از سرطان

  • ترویج سبک زندگی سلامت‌زا که بر اساس پنج اصل که شامل تغذیه سالم، خواب کافی و درست، خوردن آب کافی و مفید، داشتن حرکت های ورزشی روزانه و  تنظیم طرز فکرصحیح میباشد  میتواند قطعا تاثیرات مثبت بسیار خوبی را در کنترل سرطان بگذارد.

توجه به این منطق صد البته زمانی بسیار مفید تر خواهد بود که به عنوان پیشگیری از آن استفاده گردد.

  • استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته غیر تهاجمی و مکمل تنظیم فرکانس های بدن با استفاده از  الکتروپالس تراپی – بیورزونانس می تواند در کنار در درمان های شیمیایی مفید واقع شود.
  • مشاوره‌های تخصصی برای پاکسازی روان از دلخوری، ترس و غم و جهت ایجاد محیط‌ های ذهن‌آگاهانه در مراکز سلامت روان باعث بالا رفتن اعتماد بنفس در خود بیمار و اطرافیان او میشود که مسلما بالا نگاه داشتن روحیه فرد بیمار و خانواده او بخش مهمی از درمان محسوب میگردد.

کلام آخر

باید قبول کنیم که سرطان تنها یک مشکل سلولی نیست، بلکه ناهماهنگی در سطوح فرکانسی، روانی و اطلاعاتی بدن هم در بوجود آمدن سرطان باید مورد توجه قرار گیرد. البته  آنچه در سطوح تاثیرات کلینیکالی هم به تجربه می بنیم اذعان این واقعیت است که نتایج درمانی بیمارستانی گاها خیلی هم ضعیف و ناامید کننده می باشد لذا از این رهگذر روی آوردن به روش های غیر تهاجمی باتوجه به رویکرد سایکوسوماتیک برای از بین بردن اختلالات روحی و روانی  و با استفاده از قوانین فیزیک در حوزه الکترو پالس تراپی –  بیورزونانس، جایگاه قابل تاملی را پیدا کرده است البته از این روشها به عنوان روشهای کمک درمانی در جهت ارتقای سلامت فرد مبتلا می توان استفاده کرد، به عنوان مثال  می توان ازآموزش های اصلاح سبک زندگی سلامت زا و بررسی روانشناسانه اختلالات رفتاری و تاثیرات  آن برروی ذهن، و هم چنین استفاده از ابزارهای تنظیم فرکانس های مختل شده توسط بیورزونانس، می توان نام برد که عملا مسیر نوین و مکملی برای خاموش‌ سازی سرطان می باشد.

منابع

 

  1. Liu Yixin et al. Stress and cancer: The mechanisms of immune dysregulation and management. Frontiers in Immunology. 2022 Oct 5;13:1032294.

DOI: ۱۰.۳۳۸۹/fimmu.2022.1032294. PMID: ۳۶۲۷۵۷۰۶

https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/36275706/

 

  1. McDonald PG, O’Connell M, Lutgendorf SK. Psychoneuroimmunology and cancer: a decade of discovery, paradigm shifts, and methodological innovations. Brain Behav Immun. 2013 Mar;30 Suppl:S1–S9. DOI: ۱۰.۱۰۱۶/j.bbi.2013.01.003. PMID: ۲۳۳۳۳۸۴۶.

https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/23333846/

 

  1. Barbault A, Costa FP, et al. Amplitude‑modulated electromagnetic fields for the treatment of cancer: discovery of tumor‑specific frequencies and assessment of a novel therapeutic approach. Journal of Experimental & Clinical Cancer Research. 2009 Oct 2;28(1):51. DOI: ۱۰.۱۱۸۶/۱۷۵۶-۹۹۶۶-۲۸-۵۱. PMID: ۱۹۳۶۶۴۴۶.

https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/19366446/

 

  1. Schvarcz CA, Danics L, et al. Modulated Electro‑Hyperthermia Induces a Prominent Local Stress Response and Growth Inhibition in Mouse Breast Cancer Isografts. Cancers (Basel). 2021 Jul;13(7):1744. DOI: ۱۰.۳۳۹۰/cancers13071744.

https://www.mdpi.com/2072-6694/13/7/1744

 

  1. Scientific Reports. Differential biological responses of adherent and non-adherent tumor cells to extremely low-frequency electromagnetic fields. Nature. 2022;12:18210. DOI: ۱۰.۱۰۳۸/s41598-022-18210-y.

https://www.nature.com/articles/s41598-022-18210-y

 

  1.  Kirson ED, Dbalý V, et al. Alternating electric fields arrest cell proliferation in animal tumor models and human brain tumors. PNAS. 2007 Jul 24;104(25):10152–۱۰۱۵۷. DOI: ۱۰.۱۰۷۳/pnas.0702916104. PMID: ۱۷۵۵۱۰۱۱.Kirson et al. (2007) – PNAS

https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/17551011/