مقایسه بیورزونانس و هیستوپاتولوژی در تشخیص هلیکوباکتر پیلوری موش‌های C57BL/6

مقایسه بیورزونانس و هیستوپاتولوژی در تشخیص هلیکوباکتر پیلوری موش‌های C57BL/6

اشتراک گذاری مقاله

فهرست مطالب این مقاله

به‌عنوان دکتر حمیدرضا طاهری‌یگانه، از شما دعوت می‌کنم این مقاله را بخوانید تا بدانید:

  • چرا بیورزونانس به‌عنوان یک روش نوین و غیرتهاجمی، می‌تواند تشخیص هلیکوباکتر پیلوری را در مراحل اولیه دقیق‌تر و سریع‌تر از هیستوپاتولوژی معمولی انجام دهد.

  • چطور بسامدهای تنظیم‌شده در دستگاه MINI‑EXPERT‑DT، بدون نیاز به نمونه‌برداری تهاجمی، حضور این باکتری خطرناک را شناسایی می‌کنند.

  • چه محدودیت‌هایی در روش مرجع آسیب‌شناسی بافتی وجود دارد و بیورزونانس چگونه این کاستی‌ها را جبران می‌کند.

  • نتایج آزمایشات روی مدل موش که حساسیت و ویژگی بالاتر بیورزونانس را نسبت به هیستوپاتولوژی اثبات می‌کنند.

  • و در نهایت، چگونه می‌توان این فناوری را به‌عنوان یک روش مکمل در تشخیص سریع و کم‌هزینه بیماری‌های گوارشی به‌کار برد.

با مطالعه این مقاله، با اصول علمی پشت بیورزونانس آشنا می‌شوید و خواهید دید که چگونه می‌توان این فناوری را در کنار روش‌های پزشکی کلاسیک، به‌عنوان گامی موثر در تشخیص و کنترل هلیکوباکتر پیلوری به‌کار گرفت.

هلیکوباکتر پیلوری چیست؟

هلیکوباکتر پیلوری یک باکتری گرم‌منفی، متحرک، بدون هاگ و اغلب مارپیچ‌شکل است که در شرایط کم‌هوازی در لایه چسبناک مخاط معده زندگی می‌کند و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل بیماری‌زای گوارشی در انسان شناخته می‌شود. این باکتری عامل بیماری‌هایی همچون التهاب معده، زخم معده و دوازدهه، سرطان معده و همچنین برخی بیماری‌های غیرگوارشی مانند بیماری‌های قلبی-عروقی و میگرن شناخته شده است. با وجود روش‌های متعدد تشخیصی، محدودیت‌هایی چون زمان‌بر بودن، تهاجمی بودن و دقت پایین در بسیاری از این روش‌ها مشاهده می‌شود.

فناوری بیورزونانس به‌عنوان روشی نوین، این امکان را فراهم می‌سازد تا با تحلیل امواج الکترومغناطیسی خاص، حضور باکتری‌ها در بدن شناسایی شود. هدف این مطالعه، مقایسه توانایی این فناوری با روش مرجع آسیب‌شناسی بافتی برای تشخیص هلیکوباکتر پیلوری در مدل حیوانی است.

مقایسه بیورزونانس و هیستوپاتولوژی در تشخیص هلیکوباکترپیلوری

این مطالعه تجربی بر روی ۱۰۰ سر موش نر SPF از نژاد C57BL/6 با سن ۶ تا ۸ هفته و وزن حدود ۲۵ تا ۳۰ گرم انجام شد. پس از اطمینان از عدم آلودگی اولیه موش‌ها به هلیکوباکتر پیلوری، حیوانات در شرایط استاندارد نگهداری شدند و به‌طور تصادفی به دو گروه ۵۰ تایی (شاهد و تیمار) تقسیم شدند. موش‌های گروه تیمار پس از آماده‌سازی با بیکربنات سدیم جهت کاهش اسیدیته معده، به‌طور داخل‌معدی با سوش استاندارد هلیکوباکتر پیلوری تلقیح شدند.

در روزهای صفر، ۷، ۱۴، ۲۱ و ۲۸ پس از تلقیح، هر دو روش تشخیصی (بیورزونانس و آسیب‌شناسی بافتی) برای بررسی آلودگی به کار گرفته شد. در روش بیورزونانس از دستگاه MINI-EXPERT-DT با بسامد و دامنه مشخص استفاده شد.

♦ برای آشنایی با دستگاه های بیورزونانس پیشنهاد میکنم به صفحه معرفی دستگاه ها سر بزنید.

در روش هیستوپاتولوژی، پس از نمونه‌برداری بافتی معده، نمونه‌ها آماده‌سازی و با رنگ‌آمیزی‌های هماتوکسیلین-ائوزین و گیمسا مورد بررسی میکروسکوپی قرار گرفتند. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS و آزمون مربع کای تحلیل شد و مقدار P کمتر از ۰.۰۵ معنی‌دار تلقی شد.

Bioresonance device and Helicobacter pylori

نتایج بدست آمده از روش بیورزونانس و هیستوپاتولوژی

در روز صفر، تنها روش بیورزونانس موفق به شناسایی آلودگی در ۶۰ درصد از موش‌های گروه تیمار شد، در حالی که آسیب‌شناسی بافتی در این مرحله منفی بود. در روز هفتم، بیورزونانس تمامی موش‌های آلوده را شناسایی کرد، اما آسیب‌شناسی بافتی تنها در ۲۰ درصد موارد مثبت بود. از روز هفتم تا پایان مطالعه، بیورزونانس در همه موارد (۱۰۰ درصد) موفق به تشخیص آلودگی شد، در حالی که آسیب‌شناسی بافتی فقط در روز ۲۸ تمامی موارد آلوده را شناسایی کرد. اختلاف آماری بین نتایج دو روش در روزهای صفر، ۷، ۱۴ و ۲۱ معنی‌دار بود (P<0.05).

بیورزونانس بهترین روش در تشخیص هلیکوباکترپیلوری

با مقایسه بیورزونانس و هیستوپاتولوژی، روش بیورزونانس در مقایسه با آسیب‌شناسی بافتی توانست آلودگی هلیکوباکتر پیلوری را سریع‌تر و با حساسیت بیشتری شناسایی کند. محدودیت‌های آسیب‌شناسی بافتی از جمله وابستگی به محل نمونه‌برداری، تراکم باکتری و شباهت ریخت‌شناسی با سایر باکتری‌ها، می‌تواند کارایی آن را تحت تأثیر قرار دهد. در مقابل، بیورزونانس با بهره‌گیری از بسامدهای خاص قادر است به‌عنوان روشی دقیق، سریع و غیرتهاجمی عمل کند. این ویژگی‌ها، بیورزونانس را به ابزاری بالقوه برای غربالگری و تشخیص بیماری‌های عفونی به‌ویژه در مراحل اولیه تبدیل می‌کند.

نتیجه‌گیری

مطالعه حاضر نخستین تلاش برای استفاده از فناوری بیورزونانس در تشخیص هلیکوباکتر پیلوری در مدل حیوانی است. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که با مقایسه بیورزونانس و هیستوپاتولوژی، این روش از حساسیت و ویژگی بالاتری نسبت به آسیب‌شناسی بافتی برخوردار است و می‌تواند به‌عنوان یک روش مکمل یا جایگزین در تشخیص سریع، ارزان و غیرتهاجمی مورد توجه قرار گیرد. انجام مطالعات تکمیلی بر روی سایر عوامل بیماری‌زا با استفاده از این فناوری پیشنهاد می‌شود.

سپاسگزاری

نویسندگان مراتب سپاس و قدردانی خود را از جناب آقای دکتر حمیدرضا طاهری یگانه، پدر علم بیورزونانس در ایران، اعلام می‌دارند.