پیوند از ابوعلی سینا با دانش بیورزونانس
بیورزونانس و طب انرژی–اطلاعات، امروزه با ابزارهای دقیق فیزیک کوانتوم و بیوالکترومغناطیس به کمک پژوهشگران علوم پزشکی آمده است. اما ریشههای فکری این دانش تنها به قرن بیستم محدود نمیشود. اگر تاریخ را مرور کنیم، درمییابیم که اندیشمندانی همچون ابنسینا، ابوریحان بیرونی و عمر خیام قرنها پیش از کشف الکترون، به نیروهای پنهان حیات و کنش و واکنش اندامها اندیشیده بودند. نگاه کلنگر آنها به بدن و طبیعت، شالودهای برای فهم امروز ما از انرژی سلولی، میدانهای مغناطیسی و اطلاعات زیستی فراهم کرده است.
ابنسینا؛ پیشگام درک شبکههای انرژی بدن محسوب میشود .
ابنسینا در شاهکار خود، در کتاب قانون در طب، بدن انسان را شبکهای از قوا توصیف کرد که حیات را میآفرینند، ایا برای شما جالب نیست که چرا ایشان از کلمه قوه استفاده میکرده است ؟
قوّهٔ طبیعی که تغذیه و رشد را سامان میدهد و مرکز آن را کبد میدانست.
قوّهٔ حیوانی که حرکت، نبض و «حرارت غریزی» را تنظیم میکند و قلب را کانون آن میدید.
قوّهٔ نفسانی که ادراک، تخیل و حافظه را بر عهده دارد و مغز را محل فرماندهی معرفی میکرد.
ابنسینا تأکید داشت که این قوا در تعامل دائمیاند و اندامها بر یکدیگرنیروی کنش و واکنش وارد میکنند؛ ایدهای که امروز با اصطلاحاتی مانند «شبکههای بازخورد زیستی» و «سیستمهای انرژیکی اطلاعاتی بدن» شناخته میشود.
الکترومغناطیس تراپی طبیعی در هزار سال پیش
گزارشهای تاریخی از دربار سامانیان حکایت میکند که ابنسینا برای درمان آسیب ستون فقرات نوح بن سامانی ازمار ماهی برقدار استفاده کرد تا با جریان الکتریکی طبیعی اسپاسم و درد را کاهش دهد. این اقدام که نوعی رزونانس عصبی و تحریک مغناطیسی طبیعی بود، از دید دانشمندان روسی معاصربدون بررسی نماند زیرا نمونهای شگفتانگیز از بهکارگیری اصول بیورزونانس در هزار سال پیش محسوب میشد. برخی محققان حتی ابنسینا را «پدر پنهان بیورزونانس» مینامند و هنوز در ابهام این نکته باقی مانده ایم که چگونه ابوعلی سینا میدانست که مار ماهی الکتریسسته تولید میکند و این جریان تقریبا با جریان پالسهای الکتریکی عصبی در رزونانس هست .؟
ابوریحان بیرونی؛ تحلیلگر نفس حیات
ابوریحان بیرونی، علاوه بر مهارت در ریاضیات و نجوم، در کتابهای الصیدنه و تحقیق ماللهند جریانهای حیاتی در کره زمین را در فرهنگهای گوناگون مستند کرد. او مفاهیمی مانند «پَرانا» در طب هندی را با «روح حیوانی» در پزشکی اسلامی مقایسه کرد و نشان داد که باور به انرژی حیاتی و جریانهای درونی در تمدنهای مختلف مشترک است. این نگاه تطبیقی امروز برای پژوهشگران طب انرژی–اطلاعات منبعی ارزشمند به شمار میرود.
عمر خیام؛ ریاضی دان ، فیلسوف و ستاره شناس و شاعر برجسته ایرانی با کشف خارق العاده خود به نام نسبتهای طلایی دنیا ی دانش و شناخت خلقت را به یک بلوغ عالی رساند .
خیام گرچه پزشک نظاممند نبود، اما در رسالههای فلسفی خود دربارهٔ قوانین طبیعت و علیت، اندیشههایی کلنگری مطرح کرد که با روح طب انرژی همسو است. از سوی دیگر، دستاوردهای ریاضی او الهامبخش فیزیک و زیستشناسی مدرن شد.
خیام در محاسبات جبر و هندسهٔ خود، الگوهای عددی و نسبتهای هماهنگ در تمامی خلقت و انچه در جهان هستی می بینیم را دریافت و او متوجه شد تمام مراحل خلقت بر أساس یک فرمول مشخص و ثابت ریاضی و اعداد تکراری طبقه بندی شده ، اتفاق افتاده است .و او درهزار سال پیش نسبت این اعداد ۱.۶۷را بدست أورد که همان «نسبت طلایی» نام گذاری شده امروزی است. قرنها بعد، این توالی در اروپا با نام «اعداد فیبوناچی» شهرت یافت، در حالیکه خیام پیشتر شالودهٔ آن را ریخته بود. این نسبتهای ریاضی امروزه در معماری، زیستشناسی و حتی تحلیل ساختار DNA و ساخت دستگاهای الکترو مغناطیسی به کار میروند.
از قوای سهگانه تا بیورزونانس
مفاهیمی چون «حرارت غریزی»، «روح حیوانی» و «تأثیر متقابل اندامها» در اندیشهٔ ابنسینا، همان جوهرهای را بازتاب میدهد که امروز در قالب محورهای مغز–کبد–روده، «همرزونانس» اندامها و میدانهای الکترومغناطیسی سلولی توصیف میشود. به بیان دیگر، بیورزونانس ادامهٔ علمی همان جستوجوی هزارسالهٔ بشر برای فهم نیروی حیات است.
فناوریهای مدرن و همسانی اصول
امروزه پزشکی مدرن به ابزارهایی متکی است که همگی بر پایهٔ الکترومغناطیس سلولی کار میکنند:
MRI با همنوا کردن پروتونها در میدان مغناطیسی قوی و پالسهای رادیوفرکانس، ساختار و جریانهای زیستی را تصویر میکند.
EEG و ECG با ثبت سیگنالهای زیستالکتریکی مغز و قلب، ریتمهای عملکردی را به دامنه و فرکانس تبدیل میکنند.
rTMS با میدانهای مغناطیسی پالسی، جریانهای القایی در قشر مغز ایجاد میکند و شبکههای عصبی را بازتنظیم میکند.
بیورزونانس نیز بر همین اصل بیوالکترومغناطیس بنا شده است، اما از فرکانسهای بسیار ضعیف وبا پهنای باند باریک استفاده میکند تا ناهماهنگیهای ارتعاشی اندامها را به صورت غیرتهاجمی آشکار و تعدیل کند
این همسانی نشان میدهد که برچسب «شبهعلم» که گاه در منابعی مانند ویکیپدیا دیده میشود، فاقد پشتوانهٔ علمی است. تفاوت این فناوریها نه در اصل فیزیکی، بلکه در مقیاس و هدف بالینی است.
جایگاه علمی ایران در عصر بیورزونانس :
ایران امروز با تلاشهای گستردهٔ دکتر حمیدرضا طاهری یگانه و همکارانش، به قطب علمی بیورزونانس در خاورمیانه بدل شده است.
دانشگاه صنعتی امیرکبیر با حمایت دکتر رهایی و سرپرستی دکتر حمید کشوری در سالهای ۱۳۹۲ چندین همایش علمی بینالمللی برگزار کرد که برای نخستین بار دانش بیورزونانس را به صورت آکادمیک معرفی نمود و با ثبت انجمن علمی بیورزونانس برای اولین بار در دنیا ، گام بسیار مهمی در اثبات علمی بودن این دانش در کشور برداشته شد.
دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با هدایت دکتر رفیعیتبار—دانشآموختهٔ دانشگاه آکسفورد—همایشی تحلیلی با حضور پروفسور کودایف روسی برپا کرد که کارکردهای بیورزونانس را از منظر فیزیک پزشکی مورد تأیید قرار داد.
دانشگاه علوم پزشکی مشهد اقای ذکتر یوسفی از اعضای هیِت علمی و هم چنین در پارک علم و فناوری دانشگاه آزاد نیز با مدیریت شرکتهای دانشبنیان و همکاری مهندس حامد نوری (کارشناسارشد روانشناسی و مدیر تولید دستگاههای بیورزونانس) پژوهشهای گستردهای انجام گرفته است.
در این سالها بیش از ده پایاننامهٔ کارشناسی ارشد و دکتری زیر نظر دکتر طاهری یگانه تدوین شده و بخشی از آنها در ژورنالهای معتبر بینالمللی منتشر شده است.
نتیجهگیری
از الکترومغناطیس تراپی طبیعی ابنسینا با مار ماهی برقدار تا محاسبات طلایی خیام و مستندسازی بیرونی، یک خط روشن دیده میشود: جستوجوی هماهنگی انرژی و اطلاعات در بدن. فناوریهای مدرن مانند MRI، EEG، rTMS و بیورزونانس همان اصول فیزیکی را با ابزار دقیقتر دنبال میکنند. بنابراین، هر برچسبی مانند «شبهعلم» که بدون استناد به پژوهشهای دانشگاهی زده شود، تنها نشانگر بیاطلاعی از تاریخ علم و شواهد بیوالکترومغناطیس است.
بیورزونانس امروز نه تنها یک فناوری کمکتشخیصی و توانبخشی معتبر است، بلکه ادامهٔ منطقی هزار سال تفکر علمی ایرانی و جهانی دربارهٔ نیروی پنهان حیات به شمار میرود—تفکری که از خیام و ابنسینا تا فیزیکدانان کوانتوم و پژوهشگران معاصر زنده و پویا مانده است.