معجزه ای از تاثیر بیورزونانس؛ بازگشت بینایی نگینزهرا
من، دکتر حمیدرضا طاهری یگانه، یازده سال پیش به دعوت دانشگاه صنعتی امیرکبیر به ایران سفر کردم. روزی خانم هاجر جمشیدی و همسرشان را دیدند که با چشمانی پر از نگرانی و دلهره به سراغ من آمده بودند. نگینزهرا، دختر ششماههشان، از بدو تولد به بیماری لبر (کوری مادرزادی) مبتلا بود و هیچیک از روشهای درمانی متعارف نتوانسته بود کمکی به او بکند. متخصصین مختلف امیدی نداشتند؛ فقط دکتر ادیب مقدم، چشم پزشک متخصص شبکیه، پیشنهاد داد یک «آخرین تلاش» هم با بیورزونانس انجام شود.
با توکل بر خدا و پشتکار تیم درمان، بیورزونانس را آغاز کردیم و به مرور شاهد تحولات چشمگیر در بینایی نگینزهرا شدیم. چند ماه بعد، با افتخار دیدم که او توانست اشیا را تشخیص دهد و چشمهای کوچک و خیرهاش کمکم به دنیای نور و رنگ بازگشت.
امروز نگینزهرا در کلاس اول راهنمایی تحصیل میکند، تمام نمراتش بیست است و در جمع دانشآموزان ممتاز جای دارد.
خانم جمشیدی همان اوایل بهبودی کودکشان تصمیم به فراگیری این دانش و گسترش آن به شکل کمک به دیگر کودکان گرفتار، گرفتند و اکنون که تحصیلات دانشگاهی خود را در مقطع کارشناسی ارشد با تز با شکوه «تاثیر بیورزونانس بر ادراک دیداری و شنیداری و حافظه کوتاه مدت دانش آموزان مقطع اول تحصیلی» به پایان رسانده اند یکی از نوابغ دانش بیورزونانس در جهت کمک رسانی به انسانهای دردمند شده اند و البته با ادامه تحصیل در رشته دکترای بالینی انشالله بزودی یک تز تحقیقاتی قدرتمند دیگر را از ایشان به دنیای علم بیورزونانس هدیه خواهیم گرفت.
دانلود و مطالعه مقاله کامل مادر نگین زهرا
تجربه بهبود بیماری لبر با کمک علم بیورزونانس
فیلمی از تغییرات نگین زهرا در اختیار شما عزیزان قراردادیم. این فیلم توسط والدین عزیز این دختر زیبا ساخته شده و شما روایت را از زبان مادر نگین زهرا، خانم زهرا جمشیدی می شنوید:
متن ویدیو:
من و همسرم در سال ۱۳۹۲ با هزار امیدو آرزو منتظر به دنیا آمدن اولین فرزندمان بودیم. پس از ماه ها انتظار در روز ششم خرداد سال ۱۳۹۲ دخترمان نگین زهرا به دنیا آمد.
دختری بسیار زیبا با موهای بور بود. روزهای قشنگی را با این دختر زیبا سپری کردیم. تااینکه متوجه تفاوت با سایر بچه های هم سن خود از ناحیه چشم شدیم. به تعدادی از پزشک های فوق تخصص بینایی مراجعه کردیم، پاسخ های همه پزشک ها این بود که نگین زهرا بیماری لبر(کورمادرزاد) دارد و هیچ درمانی در هیچ کجای دنیا ندارد.
تنها یک پزشک بود که ما را ناامید نکرد، به نام جناب دکتر ادیب مقدم. ایشون پدر لیزیک ایران هستند و پر از انرژی مثبت بودند و معتقدند که همه چیز در دستان خداست. صحبت های ایشان در آن لحظات پر از درد، آرامش نسبی را برایمان فراهم می کرد. از صمیم قلب برایشان آرزوی سلامتی و تندرستی داریم. جناب آقای دکتر ادیب مقدم ما را با پزشکی توانمند به نام آقای دکتر حمیدرضا طاهری یگانه آشنا کردند.
این آشنایی منجر یه تحول بزرگ در زندگی نگین زهرا داشت با توانمندی بسیاری که جناب دکتر حمیدرضا طاهری یگانه داشتند. در سال های اول، نگین زهرا توانست سایه ها و سیاهی ها را دنبال کند توسط متد بیورزونانس جناب دکتر طاهری یگانه.
در سه سالگی به او آتش را نشان دادم و گفتم: چیز خطرناکی است و نباید به آن نزدیک شوی!
چندوقت بعد از خیابان رد می شدیم، چراغ های نارنجی رنگ را دید و با ترس به سمتم آمد. علت ترسش را پرسیدم،گفت: مامان این آتشه و خیلی خطرناکه!
چشمانم پراز اشک شد و فهمیدم حالا نگین زهرا قدرت تشخیص رنگ ها را دارد.
حال عجیبی داشتم که اصلا قابل توصیف نیست. وجود آقای دکتر طاهری یگانه در زندگی نگین زهرا معجزه بزرگی بود زیرا ایشان با علم و آگاهی توانسته بودند غیرممکن را ممکن کنند. در این کیلیپ کوتاه نمی شود جزئیات را به طور کامل بیان کرد اما دوست داشتم هرچند کوتاه این اتفاق عجیب و بزرگ را به همگان نشان دهم. در سال های چهارم و پنجم توانست تشخیص چهره دهد. در سال های ششم و هفتم وارد مدرسه عادی شد و مثل سایر بچه ها خواندن و نوشتن را یاد گرفت.
الان که در حال ضبط این کیلیپ هستم نگین زهرا ۹ سالش هست و در کلاس سوم به طور کاملا مستقل درس می خواند. با همه تغییرات و شکستن یک بیماری لاعلاج به نام لبر به همه پزشکانی که دست رد به سینه ما زدند مراجعه داشتیم و این تغییرات را نشان دادیم. همه با تعجب می گفتند که اصلا نگین زهرا از ابتدا بیماریش لبر بوده، در صورتی که تمام مدارک و عکس ها و شواهد نشان می داد که نگین زهرا در ابتدای بیماری لبر داشت.زیرا آنها معتقد بودند که لبر هیچ راه بهبودی ندارد.
زبانم از گفتن تشکر و قدردانی قاصر است فقط برای طول عمر باعزت و خوشبختی در دنیا و آخرت برای دکتر حمیدرضا طاهری یگانه دعا میکنم.
بیورزونانس، درمانی مکمل در مسیر معجزهآسا
در پایان باید تأکید کرد که بیورزونانس، هرچند هنوز در زمره روشهای مکمل قرار میگیرد، توان بالقوه بسیار بالایی در بهبود کیفیت زندگی بیماران دارد. همانطور که در مطالعه بازگشت بینایی نگینزهرا دیدیم، بهرهگیری همزمان از بیورزونانس و روشهای استاندارد پزشکی توانست چشماندازی نوین و گاه معجزهآسا برای این کودک رقم بزند. بیورزونانس با تأثیر بر فرکانسهای زیستی بدن، میتواند فرایندهای ترمیمی را تقویت کرده و در کنار مراقبتهای کلاسیک، شانس موفقیت درمان را افزایش دهد. بیشک، ترکیب هوشمندانهٔ این فناوری با دانش پزشکی روز میتواند دریچههای تازهای به سوی بهبود بیماران باز کند و امیدواریم تجربه نگینزهرا گامی باشد در جهت شناخت بیشتر و کاربرد گستردهتر این روش در آینده.